مقالات علمی، پژوهشی، درسی

کینه از جان ما چه می خواهد؟
درج شده در تاریخ 1393/05/17 توسط مدیر.

گروه بندی
Skip Navigation Links.
همه موارد
Collapse اینترنتاینترنت
Collapse تغذیه و سلامتیتغذیه و سلامتی
Collapse روباتیکروباتیک
Collapse ریاضیریاضی
Collapse علمیعلمی
Collapse علوم پزشکی و درمانعلوم پزشکی و درمان
Collapse فیزیکفیزیک
Collapse محیط زیست و کشاورزیمحیط زیست و کشاورزی
Collapse مشاوره و روانشناسیمشاوره و روانشناسی
Collapse نجومنجوم
Collapse نرم افزارنرم افزار

لیست مقالات
مهر گذشت؛ هیچی به هیچی!
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
زگهواره تا کنکور، به درستی بکوش!
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
10 تمرین جهت تقویت تمرکز
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
جعبه یادگیری لایتنر
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
چگونه بهتر گوش کنیم ؟
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
مدیریت زمان در مطالعه
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
کنکوریها حرفه ای باشید...
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
قانون هدف: برای رسیدن به موفقیت
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
نقش دین در کاهش آسیب های روانی
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
روش های مطالعه
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
کینه از جان ما چه می خواهد؟
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
10 کلک ساده برای تقویت مغز
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
۱۰ باور غلط درباره شیر
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
۸ نوشیدنی شفابخش
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
راز های خوشگل شدن با هندوانه!
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
غذاهایی که شاگرد اول ها می خورند
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
صبحانه‌ را شاهانه باید خورد
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
مضرات استعمال قلیان
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
پوست تان آماده روزهای گرم هست؟
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
عاقبت نشستن های طولانی
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
ادیسون و مادرش
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
پی ریزی پایه های جبر نوین
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
خیام و علم
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
جرج مندل
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
وصیت نامه نوبل
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
زندگی نامه خوارزمی
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
آشنایی با کلیدهای میانبر در word
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
15 چیزی که درباره گوگل نمی‌دانید !
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
ویژگی یک وبلاگ خوب
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
مصاحبه با خالق اینترنت
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
۱۰ کار جالب با جی میل
تاریخ درج مقاله: 1393/05/17
کشف آب در مریخ!
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
۲۰ نکته در یادگیری ریاضیات
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
اولین ها در ریاضیات
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
چرا فقط دایناسورها منقرض شدند؟
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
اسرار زندگی اینشتین
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
تجربه در امیرکبیر؛ موفقیت در شریف
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
مربی روبات ها
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
میکرو کنترولر
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
مزایای ورمی کمپوست
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16
ورمی کمپوست یا طلای سیاه
تاریخ درج مقاله: 1393/05/16

قلب ما را می خورد؛ دست هایمان را مشت می کند، چشم ما را می بندد، حتی صدای ما را تغییر می دهد؛ صدایمان سرد می شود، شاید کمی سردتر از آنچه قبلا بود، صدایی خشن تر پیدا می کنیم. احساس درد می کنیم، انگار قفسه سینه مان سنگری شده پر از سرباز مسلح که می خواهند حمله کنند....

 

 

فقط حمله... قلب ما را می خورد؛ کینه، دست هایمان را مشت می کند، کینه، چرا آنقدر طفره می روم کینه حالمان را «بد» می کند و ما نباید حالمان بد باشد، ما نباید قلبمان خورده شود از هرچه حس خوب هست و نباید قلبمان سنگر پر از سرباز آماده حمله باشد. گاهی کینه ای در دلمان پیدا می شود، اگر بیاید و بگذرد عیبی ندارد اما اگر بیاید و بماند... مانند آلودگی که می آید و نمی رود، آن وقت دیگر باید نگران بود و فکر راه حل. اما چه چیزی می تواند این سنگ سخت کینه را در خود حل کند؟! با ۷ حربه زیر می توانید به جنگ کینه توزی بروید:

۱) عمل کردن: بسیاری از افرادی که کینه ای هستند اصولا یا اوقات فراغت بسیاری دارند یا همان میزان اوقات فراغتی را که دارند، صرف پرداختن به فکرهای منفی درباره دیگران می کنند حتی ممکن است حین کار و مشغله فراوان صدای کینه را در ذهنشان نگه دارند و مدام آن را بزرگ تر و بزرگ تر کنند. در حالی که اگر فردی در دلش نسبت به کسی کینه داشته باشد و بخواهد آن را حل کند به نوعی خودش را به کوچه علی چپ می زند. یعنی چه؟ یعنی به جای خیالبافی و قرارگرفتن در مسیر کینه ورزی بیشتر شروع به فعالیت می کند؛ فعالیتی که نه تنها ذهن او را از این موضوع دور می کند که حتی ممکن است در مسیر مثبتی قرار بگیرد برای درست کردن اوضاع مثلا:

▪ اگر شکست مالی خورده باشد، فعالیت جدیدی را شروع می کند.

▪ اگر شکست عاطفی خورده باشد شروع می کند به ترمیم و خودشناسی بیشتر.

▪ اگر صدمه جسمی خورده باشد، راهی برای ادامه دادن زندگی پیدا می کند.

▪ اگر کارش را از دست داده باشد به دنبال کار جدید و کسب مهارت های بیشتر می گردد... نه اینکه:

انتقام گرفتن غیرمنطقی از همکاران،

فکرهای منفی و انتقام گرفتن (حتی از خودش که فکر می کند مقصر است).

۲) متحدشدن: برای کنار گذاشتن و پریدن از روی بلندی کینه، از اطرافیان تان کمک بگیرید. با دوستی تماس بگیرید، از همکاری کمک بخواهید. چرا؟ چون خیلی از وقت ها این حس ما را دیگران هم دارند. شاید آنها هم احساس می کنند به دلیل رفتار نادرست فردی این حس را نسبت به او در دل دارند. حتی منشأ بسیاری از تحرک های اجتماعی هم این حس بوده است. وقتی عده ای و گروهی خواسته اند به روش منطقی فردی یا راهی یا ارگانی را که نادرست عمل می کرده تصحیح یا تعویض کنند.

۳) حمایت کردن: بعضی وقت ها کینه ای که ما از دیگران به دل داریم قابل فراموشی است و آنقدر به ما صدمه نزده که نتوانیم به زندگی مان ادامه دهیم. اما گاهی وقت ها کینه آنقدر بزرگ است که نه قابل فراموشی است و نه گذشت. مثلا فکر کنید فردی که مورد تجاوز قرار گرفته یا فردی که آن چنان مورد آزار روانی قرار گرفته که تعادل روانی اش را از دست داده است. اگر چنین فردی هستید یا چنین فردی را می شناسید باید بدانید در همه جای دنیا اورژانس های اجتماعی و NGOهایی برای حمایت از همین افراد تاسیس شده اندو شما می توانید از آنها کمک بخواهید.

۴) به سرانجام رساندن: باز هم باید گریزی بزنیم به مورد اول که عمل کردن بود. با این تفاوت که شما دراین وضعیت کار جدیدی را شروع نمی کنید بلکه آنهایی را که نیمه کاره رها کرده بودید، به سرانجام می رسانید. مثلا تحصیلات تان، تابلوی نقاشی ای که سال ها کنار خانه خاک می خورد و...

۵) بیرون ریزی: نگذارید کینه درون شما را بخورد. درباره آن با کسی صحبت کنید و آن را مخفی نکنید، حتی در این حالت، مخفی کردن و خلاف واقع گفتار و عمل کردن می تواند به این قضیه عمق بیشتری ببخشد.

۶) دید گسترده تر: قاب دیدتان را بزرگ تر کنید. مثلا به جای اینکه خود فرد یا سیستمی را ببینید که به شما بدی کرده نگاهی بیندازید به وضعیت کلی آن فرد در خانواده و اجتماع و وضعیتی که از سر گذرانده. از این طریق ریشه های مشکل را می بینید و گاهی دیگر این همه از سطح بیرونی آن واقعه رنج نمی برید و حتی راحت تر می توانید ببخشید.

۷) تمرین صبوری: گاهی بهتر است صبوری پیشه کنید. صبوری نه به معنای زیر چوب نشستن و زبان بستن، بلکه صبوری به معنای بازکردن پنجره ای رو به دنیای نور و روشنی و تحمل مشکل با امیدواری به اینکه روزی همه اینها حل می شوند.